حلالم کن
-
تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 14:15
به سویم با لب خشک آمدیبا چشم ِ تر رفتیحلالم کن که از سرچشمه ی منتشنه تر رفتیمیان دلبران پابندی مهرت سرآمد بودچه ها دیدی که با دل آمدیاما به سر رفتیسر
رشته
-
تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 14:15
خب از اول اول باید بگم من و خواهر توی دبستان بودیم و اون موقع هنوز مدرسه ها دو نوبت بود. خواهرم پنجم دبستان بود و من امادگی از اون روزا چیزایی که خیلی
بهمن
-
تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 14:15
خب امروز اول اسفنده و فکر میکنم برای شرح حال نوشتن از ماه گذشته زمان خوبیهاول اینکه من از خونه تکونی و عید دیدنی بدم میاد, ایدآلم اینکه هر عید خونه را